گروه کوهنوردی و اسکی استقلال شیراز

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389

شناسایی مسیر چنار سوخته- تنگ خرقه زمان: 2- 5/1/ 1389

نویسنده: محمد حسین سیفی   طبقه بندی: گزارش برنامه، 

 

                                                  گزارش برنامه

بر اساس برنامه از پیش تعیین شده قرار بر این است که نوروز 1389 را با برنامه شناسایی مسیر کوهپیمایی جدید که ازروستای چنار سوخته(از روستاهای منطقه کوهمره سرخی فارس) شروع شده و به تنگ خرقه فیروز آباد ختم می شود آغاز نماییم با توجه به اینکه برنامه قبلاً اجرا نشده از حساسیت ویژه برخوردار است و شرکت در این برنامه مستلزم داشتن روحیه خاص ماجراجویی می باشد که نهایتاً با هماهنگی هایی که سرپرست برنامه انجام میدهند 3 نفر از اعضای گروه کوهنوردی استقلال به همراه سه نفر دیگر از گروه کوهنوردی یاران مهر برنامه را آغاز می نماییم.

محل قرار میدان ولی عصر می باشد و ساعت حرکت 14:30 روز دوشنبه 2/1/1389 تعیین شده که پس از جمع شدن همه اعضا و دیدار و تبریک سال نو حرکت خود را بوسیله یکدستگاه مینی بوس آغاز می نماییم پس از گذر از پلیس راه شیراز- فسا جاده کوار را در پیش می گیریم و پس از گذر از کوار وارد جاده فیروز آباد شده با عبور از تنگ زنجیران به جاده فرعی میرسیم که به سمت چهل چشمه و کهمره سرخی میرود وارد این فرعی آسفالته شده و آن را ادامه داده تا به دو راهی دیگری می رسیم که مسیر سمت چپ را

رفته و پیچ و خم های جاده را رد کرده و باز هم به دو راهی میرسم که راه را ادامه داده و پس از گذر از

برای ادامه مطلب و دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب بروید

جنوب غربی کوه گرم و تقریباً در شرق کوه قلعه سهره قرار دارد مسیر ما پس از گذر از این گردنه و رفتن به پشت آن به سمت گرای  133 است حدود یک ساعت در دامنه کوهی که سمت چپ ما قرار دارد کوهپیمایی می کنیم و از یال های تپه ماهوری که رنگ خاک آنها شیری رنگ است می گذریم؛ این منطقه مملو از درختان بنه و ارژن و سایر گونه ها و بوته های متعدد است در بین راه نیز گاهی پرندگانی نظیر کبک و کبوتر کنگی در مقابلمان به پرواز در می آیند و حتی یکبار روباه بسیار زیبایی با دم سفید رنگ را مشاهده کردیم که حضور او در این ساعت از روز نشان از بکر بودن این منطقه داشت به هر صورت در ساعت 17:20 در سمت راست خود جریان باریک آب نظرمان را جلب می کند به سویش می رویم که مشاهده می شود متاسفانه چشمه ای بوده که خشک شده و آب های باقی مانده به صورت راکد و لجن زده باقی مانده اند، نا امید نمی شویم کمی پایین تر می رویم که چشمه ای کوچک نظرمان را جلب می کند ، محیط چشمه را پاکسازی کرده و به وسیله لوله کوچکی مسیر خروجی آب از سنگ را راحت تر می کنیم تا بتوانیم بطری هایمان را پر کرده و به مسیر اصلی باز گردیم و راه خود را ادامه می دهیم. از یال های با خاک شیری رنگ عبور کرده  به کف دره تغییر مسیر می دهیم نزدیک غروب خورشید در کنار مسیر رودخانه ای که خشک شده و در زیر کوهی که به شکل استوانه ای است(کوه قلعه سهره) محل مناسبی را برای شب مانی انتخاب می کنیم خوشبختانه زمین هموار است و چوب و کُنده خشک شده به وفور یافت می شود اما چون چشمه آب در نزدیکیمان سراغ نداریم ناچاریم در مصرف آب صرفه جویی کنیم.آتشی به راه انداخته و شام را در کنارش صرف می کنیم سپس قدری دور آتش نشسته و از هر دری سخن به میان می آید که تا پاسی از شب طول می کشد؛ این منطقه واقعا بکر و کم نظیر است و مرغان شب آواز نظیر مرغ حق تا صبح ما را بی نصیب نگذاشته و برایمان آواز می خوانند و من همچنان در فکر آن جوان نابینا.صبح روز چهارشنبه پس از بیدار شدن از خواب و صرف صبحانه همان مسیر رود خانه را پیش می گیریم       (گرای 116 ) در بین راه نیز رد پاهای تازه گراز که دیشب در اطرافمان بوده اند به وفور یافت می شود، پس از مدت کوتاهی به چند نفر از عشایر که مشغول جمع آوری هیزم هستند بر می خوریم و از ایشان در مورد وضعیت آب سوال می کنیم که چشمه ای کوچک را به ما نشان میدهند که در همان مسیر کف رودخانه است به سمت آن میرویم، آب با سرعت کمی دل تخته سنگ را شکافته و به آرامی بیرون می آید اما همین مقدار کم برای مصرف، شستشو و درست کردن چای کافیست قدری در کنار چشمه استراحت می کنیم در حین صرف چای همه اعضای گروه افسوس می خورند که چرا این چشمه را دیشب نیافتیم تا شب را در کنارش سپری کنیم در همین حین چوپانی از دامنه پر شیب بالای چشمه به پایین می آید، پس از احوالپرسی از ما درخواست دارویی جهت عقرب گزیدگی می کند و اظهار می دارد که به علت گرم شدن هوا خزندگان از لانه های خود بیرون می آیند و گاها افراد را مورد گزش قرار می دهند چون ما چنین دارویی را به همراه نداریم مقداری قرص مسکن به او می دهیم و سپس از او در مورد چاه بزرگی معروف به سیاه چال که در آن منطقه است سوال می کنیم می گوید باید از روی یال بالای چشمه به سمت خط الراس و بعد از آن حدود 100 متر به جلو رفته تا دهانه آن را مشاهده کنید همچنین بیان می کند که در بالای این کوه چندین چاه آب وجود دارد که آشامیدنی است گفتنی است جهت رسیدن به تنگ خرقه فیروز آباد باید همان مسیر رودخانه را ادامه داد تا به بالای گردنه رسید و از آنجا در دامنه دیواره های نعلی شکل مسیر را ادامه داد تا به امامزاده خرقه واقع در جاده فراشبند برسیم اما ما قصد داریم به سمت سیاه چال رفته و سپس به تنگ خرقه برویم. ساعت 12:00 است و ما وسایل خود را جمع کردیم کمی از چشمه به سمت شرق بازگشته تا مسیرحرکت  به سمت سیاه چال را آغاز کنیم سپس از یال منتهی به خط الراس با گرای 210 بالا می رویم بعد از یک ساعت کوهپیمایی در این شیب تند به  بالای خط الراس میرسیم که منتهی به دشتی است تپه ماهوری و مملو از درختان گوناگون و زیبا اما به جهت یافتن دهانه سیاه چال به صورت دشت بانی با فواصل حدود 50 متر از یکدیگر حرکت می کنیم تا شاید آن را بیابیم به گفته چوپانی که ما را راهنمایی کرده بود کمی جلو تر از خط الراس باید دهانه سیاه چال را می یافتیم اما اکنون 5/1 ساعت از جستجوی ما در این دشت می گذرد و هنوز چیزی را نیافتیم ناچار به انتهای دشت و زیر تخته سنگ های دیواره ای شکل می رویم گرچه سیاه چال را نیافته ایم اما اکثر نقاط این دشت را زیر پا گذاشته و عوارض مختلفش را دیدیم که خود از اهداف اینچنین برنامه ها محسوب می شود. مشغول صرف نهار می شویم و پس از آن از سنگ ها بالا رفته و قصد داریم به سمت جنوب شرقی برویم تا به تنگ خرقه برسیم که ناگهان چند سنگ چین بزرگ نظرمان را جلب می کند آنها را دنبال کرده تا به بالای دره ای می رسیم؛ از دور تخته سنگ هایی که به جدار چاه شباهت دارند در حدود فاصله 400 متری از ما قابل مشاهده است اما اگر این دهانه سیاه چال است بسیار با آدرسی که افراد محلی به ما داده اند تناقض دارد ما حدود 900 متر از خطالراس فاصله داریم! اما تصمیم میگیریم یکی از اعضای گروه را به سمت آن فرستاده تا شکمان را به یقین تبدیل کنیم او نیز وسایل خود را در کنار ما قرار می دهد و سریعاً به آن سمت می رود پس از رسیدن به آن محل با اشاره دست به ما علامت می دهد که به سمت او برویم. ظاهرا محل سیاه چال را یافته ایم اما طبق معمول فواصل و زمان هایی که افراد محلی جهت دادن نشانی بیان می کنند بسیار با واقعیت متفاوت است و همین نیز باعث گمراهی ما و اتلاف وقت شد به هر روی به بالای دهانه این چاه می رویم و از دیدن آن متحیر می شویم.

این چاه به صورت مکعبی با طول ضلع و عمق حدود 50 متر در شیب ملایم دشتی در بالای کوه خرقه واقع شده و اولین بار در سال 1334 کوهنوردان سازمان کوهنوردی شیراز به سرپرستی آقای احمد معرفت وارد این چاه شدند و در کف آن به جستجو پرداختند که جز مقداری اسکلت کلاغ که ظاهرا بر اثر گزش مار از بین رفته اند چیزی نمی یابند اکنون نیز تعداد زیادی کبوتر در شکاف های میان سنگهای دیواره این چاه زندگی میکنند که با رسیدن ما به پرواز در می آیند باور افراد محلی بر این است که در زمان گذشته (احتمالاً دوره ساسانیان ) این چاه زندانی بوده است جهت مجازات مجرمین؛ چون در پایین این چاه سنگ ها به صورت کلاهک هستند مسلماً اگر کسی را به داخل آن می فرستادند بالا آمدن و فرار او غیر ممکن بوده است.در مورد تشکیل این چاه اطلاعات معتبر در دست نیست اما آقای معرفت در کتاب خاطراتش می نویسد: " در اثر یک انفجار که در این نقطه آتشفشانی رخ داده  این قسمت عظیم به خارج پرتاب گردیده که اثر این انفجار تا کیلومتر ها اطراف سیاه چال پراکنده است و مواد مذاب آن را که به صورت ساچمه های کوچک و بزرگ است اهالی و شکارچیان فیروز آباد جمع آوری می کنند و جهت شکار پرندگان و حیوانات استفاده می کنند" البته ما نیز مقداری از این سنگ های ساچمه ای شکل را بالای چاه مشاهده کردیم، گروه ما یک حلقه طناب 50 متری به همراه دارد و تصمیم داریم یک نفر را با طناب به درون چاه بفرستیم.

 اما با توجه به اینکه حدود یک ساعت بیشتر به غروب آفتاب نمانده سرپرست گروه تیم را آماده حرکت می نماید تا برنامه بهتر و مفصل تری را همراه با امکانات بیشتر در زمانی دیگر بر روی این چاه اجرا کنیم، تصمیم میگیریم محلی مناسب و در صورت امکان چشمه ای را جهت شب مانی بیابیم پس به گرفتن چند عکس یادگاری اکتفا کرده و مسیر را با سرعت بیشتر به سمت جنوب ادامه می دهیم پس از گذر از سربالایی و سرازیری ها به لبه دیواره هایی می رسیم که بالای جاده فراشبند و بالای روستای باچون قرار دارند- از این مسیر نیز میتوان به پایین رفته و خود را به کنار جاده و روستای باچون رساند- البته شیب مسیر زیاد است- اما تیم ما مسیر شرق را پیش می گیرد و پس از 20 دقیقه به بالای چاه آب می رسیم که آب درون آن راکد است و قابل آشامیدن نیست چون به غروب آفتاب نزدیک می شویم سریعتر حرکت می کنیم(گرای 10)تا بالای دره ای می رسیم و در آن سمت دره آتشی را مشاهده می کنیم به کف دره که مسیر رودخانه بوده می رویم و سپس شیبی را بالا می آییم تا به آتشی که توسط چند نفر روشن شده بود می رسیم اکنون دیگر هوا کاملاً تاریک است. از آنها در مورد چاههای آب سوال می کنیم که اظهار بی اطلاعی می کنند! سپس کمی جلو تر می رویم تا محل مناسبی را برای شب مانی پیدا میکنیم. با همکاری اعضا محل را آماده کرده و آتشی را روشن می کنیم با توجه به اینکه نسبت به شب های قبل در ارتفاع بالاتری قرار داریم وزش باد کمی آزارمان می دهد که بوسیله پانچو هایمان بادگیری درست کرده تا مکان راحتی برای استراحتمان فراهم شود پس از صرف شام به کیسه خواب هایمان می رویم تا فردا که احتمالاً روز پایان برنامه است.

صبح روز پنج شنبه نور خورشید پس از بالا آمدن از کوههای مشرق به چشمانمان می تابد و ما را از خواب بیدار می کند در این صبح دل انگیز و در سایه سار درختان اطرافمان صبحانه را صرف می کنیم، پس از جمع آوری وسایل و حمل زباله ها راهی تنگ خرقه می شویم با گرای 147 حرکت کرده و پس از دور زدن تپه وارد تنگه ای می شویم که منتهی به دشت بزرگی است. مسیر دارای پاکوب مشخصی است که گاهی با فلش قرمز رنگ روی سنگ ها جهت را مشخص کرده اند راه خود را ادامه داده تا به دشتی می رسیم که نام آن دروغ زن  است و عده ای از عشایر در آن ساکن هستند پس از گذر از این دشت و عبور از مسیر رودخانه خشک شده حدود 20دقیقه در پایین یال حرکت می کنیم تا به چشمه ای بسیار زیبا و با صفا در کف دره می رسیم؛ در کنارش استراحت می کنیم و سر و رویمان را می شوییم که یکی از افراد محلی برای بردن آب به چشمه نزدیک می شود و از دیدن ما متعجب می شود مخصوصا اینکه متوجه شده این مسیر طولانی را تا اینجا طی کردیم به هر حال با او همراه شده و مسیر را پیش می گیریم به گفته وی این چشمه همیشه آب دارد. از راه مشخصی از کف دره بالا می آییم تا روی گردنه ای به نام دیاره می رسیم و مسیر مال رو را به سمت گرای 135 می رویم و پس از گذر از تپه ماهور ها به جاده فیروزآباد فراشبند نزدیک امامزاده داود می رسیم و برنامه کوهپیمایی در این منطقه زیبا به پایان می رسد. در کنار جاده پیش می رویم تا به نزدیکی فرعی امامزاده داود می رسیم و بوسیله یک ماشین نیسان عبوری تا فیروز آباد می آییم پس از صرف نهار بوسیله اتومبیل های خطی شیراز- فیروز آباد خود را به شیراز رسانده و در ساعت 17 همگی وارد شیراز می شویم تا این برنامه دوست داشتنی و پر هیجان به پایان برسد.

شرکت کنندگان:

علی کاظمی (سرپرست) - امیرحسین نوری بد (مسول فنی) - مهدی شهسوار

مهمانان (گروه یاران مهر) : محمد ثابت- رضا روستا دولت خواه

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما در مورد مطالب سایت چیست؟



  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :